دوست دارم با تو باشم

شعر نیمه کاره
نویسنده : م.نوید - ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٧

سلام

چند وقت پیش قصد داشتم خودمو جای یکی دیگه بذارمو شعر بگم. این از آب در اومد که زیاد جالب نشده. ولی پیرو همون قرارمون که همه شعرامو بنویسم براتون اینم نوشتم.

البته نیمه کاره ولش کردم. آخه زیاد خوشم نیمد. 

 

با توام که هی منو می چزونی

با توام که قلبمو می سوزونی

نمی خوای پیشت باشم تا همیشه؟

نمی خوای ؟ آخه که اینجور نمیشه!

تو که باغبون باغچه ام بودی

غمو از دلم همش می زدودی

منو تنها می ذاری که چی بشه؟

که فراموشت کنم؟ نه نمیشه

یادته اون روزای اولمون؟

یادته جمله های خوشگلمون؟

یادته گفتی که خسته نمیشی؟

یادته گفتی پا پس نمی کشی؟

چرا پس حالا بهونه میاری؟

تا دیدی بی پول شدم می خوای بری؟

زیر قول و قرارامون میزنی؟

خمارم کردی, می خوای جیم بزنی؟

بگو که خوابم دارم خواب می بینم

نباشی خوب می دونی من می میرم

                                                               (م.نوید)


comment نظرات ()